<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات اقتصاد سیاسی بین الملل</title>
    <link>https://ipes.razi.ac.ir/</link>
    <description>مطالعات اقتصاد سیاسی بین الملل</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 14 Mar 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 14 Mar 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تاثیر هوش مصنوعی بر ظرفیت کنش‌گران در اقتصاد سیاسی بین الملل</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_3963.html</link>
      <description>هوش مصنوعی به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای تکنولوژیکی قرن حاضر، تأثیرات عمیق و گسترده‌ای بر حوزه‌های مختلف اقتصاد سیاسی بین‌الملل گذاشته است. یکی از مهم‌ترین این تأثیرات، تحول بنیادین در ظرفیت کنش&amp;amp;lrm;گران این حوزه است. نوشتار پیش رو با هدف بررسی تأثیرات هوش مصنوعی بر ظرفیت کنش&amp;amp;lrm;گران اقتصاد سیاسی بین‌الملل انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که هوش مصنوعی چگونه ظرفیت کنش&amp;amp;lrm;گران را در اقتصاد سیاسی بین‌الملل تغییر داده و چه پیامدهایی برای ساختارهای سنتی قدرت و کنش&amp;amp;lrm;گری به‌همراه داشته است؟ فرضیه پژوهش بیان می‌کند که هوش مصنوعی در حال ایجاد تحولی اساسی در ظرفیت کنش&amp;amp;lrm;گران، از انسان به فراانسان (ماشین‌ها و سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی) است. روش پژوهش کیفی و توصیفی-تحلیلی بوده و داده‌ها از طریق مطالعه منابع موجود، مقالات علمی، گزارش‌های معتبر و تحلیل‌های موردی جمع‌آوری شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند که هوش مصنوعی ظرفیت‌های نوین فراانسانی را برای کنش&amp;amp;lrm;گران ایجاد کرده است که پیش از این وجود نداشت. ازجمله این تأثیرات می‌توان به کم‌رنگ شدن نقش دولت‌ها به‌عنوان بازیگران مهم سنتی، قدرت‌گیری نهادهای فراملی و شرکت‌های چندملیتی و همچنین ظهور محیط نوین کنش&amp;amp;lrm;گری هوشمند اشاره کرد. درنتیجه، هوش مصنوعی با افزایش دقت، سرعت و توان تحلیل داده‌ها، به کنش&amp;amp;lrm;گران امکان تصمیم‌گیری بهتر و سریع‌تر در عرصه‌های پیچیده اقتصاد سیاسی بین‌الملل را داده است و این امر به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند تجارت بین‌الملل، سیاست‌گذاری اقتصادی و مدیریت بحران‌های جهانی مشهود است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیچیدگی اقتصادی به‎منزله راهکار کاهش اثر تحریم؛ مطالعه موردی روسیه 2000 تا 2022</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4154.html</link>
      <description>روسیه ازجمله کشورهایی است که از سال 2014 هدف تحریم چندجانبه قرار گرفته است که صادرات مهم&amp;amp;lrm;ترین محصول این کشور، انرژی را دچار اختلال کرده است، اما بررسی تراز تجاری روسیه حاکی از آن است که اقدامات این کشور در کاهش اثر تحریم اثرگذار بوده است. یکی از مهم&amp;amp;lrm;ترین راهکارهای کاهش اثر تحریم، تولید محصولاتی است که افزون بر محدودیت در تولید از سوی دیگران، مصرف&amp;amp;lrm;کنندگان متعددی نیز داشته باشد، موضوعی که تحت مفهوم و نظریه شاخص پیچیدگی اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است. بدین&amp;amp;lrm;جهت این سؤال طرح شده است که تحریم چه تأثیری بر مبادلات تجاری روسیه داشته است؟ و شاخص پیچیدگی اقتصادی روسیه چه تا اندازه بر مقابله با آثار تحریم اثرگذار بوده است؟ پاسخ به سؤال که فرضیه پژوهش محسوب می&amp;amp;lrm;گردد این است که تمرکز بر صادرات محصولات با پیچیدگی بالا سبب شده تا اقدامات روسیه در کاهش اثر تحریم موفقیت&amp;amp;lrm;آمیز باشد. روش پژوهش سری زمانی است و مبادلات تجاری 2000 تا 2022 مورد بررسی قرار گرفته است. یافته‌ها حاکی از آن است که اگرچه اعمال تحریم از سال 2014 موجب کاهش مبادلات تجاری روسیه شده است، اما جایگزینی محصولات تجاری با پیچیدگی بالا موجب ارتقاء سطح مبادلات روسیه از سال 2018 شده است. هرچند صادرات انرژی همچنان مهم&amp;amp;lrm;ترین منبع تجاری روسیه محسوب می&amp;amp;lrm;شود، اما تأکید بر تکنولوژی در تولیدات دیگر سبب شده تا شرکای تجاری پیشین و جدید به&amp;amp;lrm;عنوان جایگزین کاهش صادرات انرژی مانع از تنزل مبادلات تجاری روسیه شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل حقوقی و سیاسی جنگ تجاری دونالد ترامپ علیه چین، کانادا و مکزیک از منظر روابط بین‌الملل</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4152.html</link>
      <description>در دهه‌های گذشته، جهانی‌شدن و گسترش تجارت بین‌الملل به یکی از ویژگی‌های کلیدی نظام اقتصادی جهانی تبدیل شده است؛ اما با آغاز جنگ تجاری دونالد ترامپ علیه چین، کانادا و مکزیک، روابط بین‌الملل به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفت. جنگ تجاری دونالد ترامپ که به‌صورت تحمیل تعرفه‌ها و موانع تجاری بر واردات و صادرات چین، کانادا و مکزیک تشدید شد، موجب بروز تنش‌های اقتصادی و سیاسی جدیدی در عرصه جهانی گردید. بررسی علل، پیامدها و چالش‌های حقوقی مرتبط با جنگ تجاری دونالد ترامپ از اهمیت بسیاری برخوردار است، زیرا تأثیرات آن به‌طور مستقیم بر ساختارهای تجاری، روابط بین‌الملل و نظم جهانی نفوذ دارد. جنگ تجاری درواقع به تنش‌های اقتصادی و تجاری میان کشورها اطلاق می‌شود که می‌تواند ناشی از عوامل گوناگونی نظیر نابرابری‌های تجاری، منافع اقتصادی و نگرانی‌های امنیتی باشد. در دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، ایالات متحده به‌طور خاص بر روی تلاش برای برقراری توازن تجاری با چین متمرکز گردید و با استفاده از تعرفه‌های بالا،‌ به دنبال حفاظت از صنایع داخلی و ایجاد فرصت‌های شغلی در داخل کشور بود. پژوهش حاضر که به روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی بیان‌شده، تلاش نموده است تا به این پرسش، پاسخ دهد که جنگ تجاری دونالد ترامپ علیه چین، کانادا و مکزیک چه تأثیراتی بر روابط بین‌الملل و ساختارهای تجارت جهانی دارد؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که جنگ تجاری دونالد ترامپ، نه‌تنها سبب صدمات اقتصادی و سیاسی برای کشورهای درگیر شده، بلکه به چالش‌های جدی درزمینه حقوق تجارت بین‌الملل و همکاری‌های بین‌المللی انجامیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه تطبیقی تحریم‌های نفتی آمریکا علیه ایران و روسیه</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4160.html</link>
      <description>تحریم‌های نفتی آمریکا علیه ایران و روسیه به‌عنوان بخشی از راهبردهای کلان سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا، تأثیرات متفاوتی بر اقتصاد این دو کشور داشته است. هدف این مقاله شناسایی شباهت‌ها و تفاوت‌های تحریم‌های نفتی اعمال‌شده توسط آمریکا، به دو صورت تحریم‌های اولیه و ثانویه، علیه این دو کشور است. این مقاله، با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرم‌افزار مکس&amp;amp;lrm;کیودا، به مقایسه تطبیقی تحریم‌های نفتی ایالات متحده آمریکا علیه ایران و روسیه می‌پردازد. این مقاله نشان می‌دهد که اگرچه تحریم‌های نفتی علیه ایران و روسیه در اهداف کلی مشابه هستند، اما از نظر شدت و دامنه تحریم، تفاوت‌های قابل‌توجهی دارند. طبق یکی از نتایج به‌دست‌آمده، اگرچه دو کشور در موارد مختلف و به دلایل متنوع، تحریم &amp;amp;laquo;توقیف دارایی&amp;amp;raquo; شده‌اند، اما تحریم‌های &amp;amp;laquo;توقیف دارایی&amp;amp;raquo; اعمال‌شده علیه ایران به‌مراتب شدیدتر و گسترده‌تر بوده است. برای مثال، شرکت ملی نفت ایران، تحت تحریم‌های توقیف دارایی قرار دارد، در حالی که بزرگ‌ترین شرکت نفتی روسیه، &amp;amp;laquo;روسنفت&amp;amp;raquo;، هنوز با چنین تحریم‌هایی مواجه نشده است. تجارب حاصل از تحریم‌ها با توجه به زیرساخت‌های مقابله با تحریم در دو کشور ایران و روسیه، ایجاب می‌کند تا همکاری مشترک برای استفاده از ظرفیت‌های متقابل، ذیل ساختار منسجم فراهم شود. این همکاری می‌تواند از رقابت منفی دو کشور در موضوع مقابله با تحریم‌ها جلوگیری کند و به افزایش بهره‌وری و موفقیت در شکست تحریم‌های هردو کشور کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنگ تجاری آمریکا و چین: علل، پیامدها و آینده روابط دوجانبه</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4159.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;آغاز جنگ تجاری بین ایالات متحده و چین در سال ۲۰۱۸، صحنه روابط بین‌الملل را تغییر داد. افزایش تعرفه‌ها از سوی دولت‌های آمریکایی و چینی تهدیدی برای ثبات تجارت بین‌المللی و همکاری‌های چندجانبه ایجاد کرده است. دولت‌ها کسری تجاری بین ایالات متحده و چین را به‌عنوان علت این جنگ تجاری معرفی کرده‌اند. در سال 2025، با آغاز دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، انتظار می‌رود که روابط ایالات متحده و چین وارد دوره‌ای از عدم قطعیت و تلاطم بیشتری شود. این پژوهش ضمن بررسی علل جنگ تجاری بین ایالات متحده و چین و تأثیر آن بر جمهوری اسلامی ایران، قصد دارد به این سؤال پاسخ دهد که جنگ تجاری آمریکا و چین چه تأثیراتی بر اقتصاد جهانی و آینده روابط دو کشور دارد؟ یافته‌ها نشان می‌دهد، جنگ تجاری بین ایالات متحده و چین پیچیدگی‌های گسترده‌ای برای اقتصاد جهانی دارد. افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی بین ایالات متحده و چین می‌تواند جهان را به سمت جنگ سرد دیگری سوق دهد، زیرا این امر کشورهای دیگر را مجبور به انتخاب بین دو قطب قدرت اقتصادی جهانی می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی منافع پویای اقتصادی-سیاسی بین‎المللی شکل‎گیری سازمان همکاری اقتصادی دی8</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4153.html</link>
      <description>نزدیک سه دهه از شکل&amp;amp;lrm;گیری سازمان همکاری اقتصادی گروه دی8 می&amp;amp;lrm;گذرد. هم&amp;amp;lrm;اینک پرسش این است که این شکل&amp;amp;lrm;گیری دارای چه منافع اقتصادی-سیاسی برای سازمان و یکایک کشورهای عضو در پی داشته است؟ در پاسخ، فرضیه پژوهش اینکه شکل&amp;amp;lrm;گیری گروه دی8 منافع پویای اقتصادی-سیاسی برای سازمان و یکایک کشورهای عضو در بلندمدت در پی داشته است، هرچند میزان منافع پویای یکایک اعضا یکسان نبوده است. بدین منظور، در چارچوب نظریه یکپارچگی اقتصادی و همگرایی منطقه&amp;amp;lrm;ای، این مقاله به منافع پویای اقتصادی شکل&amp;amp;lrm;گیری دی8 از جنبه&amp;amp;lrm;های رقابت ملی، صرفه&amp;amp;lrm;های مقیاس، جریان سرمایه&amp;amp;lrm;گذاری&amp;amp;lrm; خارجی و تحرک عوامل در دوره بلندمدت پرداخته است. روش پژوهش، مطالعه تطبیقی گذشته&amp;amp;lrm;نگر بلندمدت متغیرهای اقتصادی-سیاسی بین&amp;amp;lrm;المللی 8 کشور عضو گروه 8 از 2000 تا 2023 است. نتایج پژوهش گویای آن است که دی8 در رقابت &amp;amp;lrm;جهانی، صرفه&amp;amp;lrm;های مقیاس و جریان سرمایه&amp;amp;lrm;گذاری&amp;amp;lrm;های خارجی طی دوره بلندمدت به جایگاه ممتازی در سطح جهانی ارتقاء یافته است. با توجه به ارتقای رتبه رقابت جهانی برخی از کشورهای دی8، سهم این گروه از جریان سرمایه&amp;amp;lrm;گذاری خارجی جهان از کمتر از 5/0 درصد در دوره ابتدایی تشکیل به 86/3 درصد و 72/6 درصد در دو سال انتهای دوره ارتقا یافته است. همچنین صرفه&amp;amp;lrm;های مقیاس بین کشوری با معرفی اندازه اقتصاد از 85/2 درصد به 57/4 درصد در طی دوره را تجربه کرده است. تمام این منافع رفاهی پویا صرفاً از شکل&amp;amp;lrm;گیری (دی8) نبوده است و اما این شکل&amp;amp;lrm;گیری در ایجاد این منافع بی&amp;amp;lrm;تأثیر نیز نبوده است. افزون بر این، همه 8 عضو، از این منافع به یک میزان نفع نبرده&amp;amp;lrm;اند، به&amp;amp;lrm;طوری که بالاترین منافع، از جنبه افزایش سهم توأم با رشد شتابان، از آن اندونزی و بنگلادش بوده است. افرون بر این، ایران از این منافع پویا بهره&amp;amp;lrm;مند نبوده و سهم ایران از این منافع پویا ناچیز است؛ بنابراین توصیه اکید این مطالعه، اهتمام جدی برای تحولی بنیادی در رقابت جهانی، صرفه&amp;amp;lrm;های مقیاس، سرمایه&amp;amp;lrm;گذاری&amp;amp;lrm;، تجارت و تحرک عوامل تولید با محوریت بازار کار ایران به&amp;amp;lrm;منظور ارتقای منافع پویای اقتصادی رفاهی کشور است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه مقایسه‌ای تأثیر سیاست خارجی بر توسعه اقتصادی ایران و ویتنام از 1990 تا 2023</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4155.html</link>
      <description>ایران و ویتنام هر دو در طول سه دهه اخیر با چالش‌های اقتصادی مشابهی نظیر تحریم‌ها، مشکلات سیاسی و فشارهای بین‌المللی مواجه بوده‌اند، اما در واکنش به این چالش‌ها، سیاست‌های خارجی متفاوتی را در پیش گرفته‌اند. در حالی که ایران به دلیل سیاست‌های مقابله‌ای با نظام بین‌الملل و ایالات متحده با محدودیت‌های اقتصادی جدی روبه‌رو بوده، ویتنام با اتخاذ سیاست‌های همسازی با نظم جهانی توانسته است از مزایای جهانی‌شدن بهره‌برداری کند و به یکی از اقتصادهای موفق منطقه‌ای تبدیل شود. این تفاوت‌ها سؤالات مهمی درزمینه تأثیر سیاست خارجی بر توسعه اقتصادی ایجاد کرده است؛ و لذا پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش بوده است که سیاست خارجی چه نقشی در توسعه اقتصادی ایران و ویتنام از 1990 تا 2023 داشته است؟ فرضیه پژوهش گویای آن است که سیاست خارجی در دوران 1990 تا 2023 در روند توسعه اقتصادی ایران اختلال ایجاد کرده در حالی در ویتنام موجب افزایش نرخ توسعه شده است. نتایج این پژوهش نشان‌دهنده آن است که سیاست خارجی ایران به‌ویژه در دوران پس از انقلاب و در پاسخ به تحریم‌های اقتصادی و فشارهای دیپلماتیک، تأثیر منفی بر روند توسعه اقتصادی کشور گذاشته است. در مقابل، ویتنام با پذیرش سیاست‌های همساز با نظام بین‌الملل، توانسته است روابط تجاری خود را گسترش دهد و به‌طور مؤثری از فرصت‌های جهانی‌شدن بهره‌برداری کند که این امر منجر به افزایش نرخ رشد اقتصادی در این کشور شده است. این تحقیق از روش تحلیل علی-مقایسه‌ای و همچنین برای بررسی روابط بین متغیرها، از روش تحقیق ترکیبی (Mixed Methods) بهره گرفته است و با کاربست نظریه نئولیبرالیسم، به بررسی موضوع پرداخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش تحریم‌های غرب در تقویت روابط اقتصادی ایران و روسیه و گرایش آن‎ها به شرق</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_3998.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تأثیر تحریم‌های اقتصادی غرب علیه ایران و روسیه و نقش آن‌ها در تقویت گرایش دو کشور به شرق می‌پردازد. پرسش اصلی این است که این تحریم‌ها چگونه و در چه حوزه‌هایی باعث افزایش همکاری‌های اقتصادی و سیاسی تهران و مسکو شده و آن‌ها را به سمت تعامل بیشتر با چین، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و دیگر نهادهای منطقه‌ای غیر غربی سوق داده است. فرضیه پژوهش بیان می‌کند که تحریم‌های غرب، ایران و روسیه را به‌سوی یک استراتژی اقتصادی و سیاسی مشترک برای مقابله با چالش‌های ناشی از فشارهای خارجی سوق داده و روابط آن‌ها را در حوزه‌هایی مانند انرژی، تجارت، فناوری و همکاری‌های منطقه‌ای با شرق تقویت کرده است. چارچوب نظری تحقیق بر نظریه رژیم تحریم‌ها در روابط اقتصاد سیاسی بین‌الملل استوار است که توضیح می‌دهد چگونه فشارهای اقتصادی می‌توانند پیامدهای ناخواسته‌ای همچون شکل‌گیری ائتلاف‌ها و همگرایی راهبردی ایجاد کنند. روش پژوهش ترکیبی (کیفی&amp;amp;ndash;کمی) است؛ در بخش کیفی از تحلیل محتوای اسناد، گزارش‌های رسمی و منابع علمی استفاده شده و در بخش کمی از داده‌های آماری تجارت و سرمایه‌گذاری بین دو کشور برای سنجش تغییرات پس از اعمال تحریم‌ها بهره گرفته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هرچند تحریم‌ها محدودیت‌های جدی اقتصادی ایجاد کرده‌اند، اما هم‌زمان بستر افزایش همکاری‌های راهبردی و تنوع‌بخشی به روابط با شرق را فراهم کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی بهینه تعاملات ایران و چین با تأکید بر ساختار سیاسی چین</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_3964.html</link>
      <description>پیشرفت سریع اقتصادی چین در قرن حاضر به‌عنوان یکی از مهم‌ترین تحولات مورد توجه جهانیان قرار گرفته است. نقش سیاست و اصولاً سیاست‌گذاری اقتصادی چین جهت نیل به اهداف اقتصادی در فهم چگونگی این پیشرفت دارای اهمیت است. چگونگی شکل‌گیری روابط بهینه اقتصادی ایران و چین با توجه به ساختار سیاسی و سیاست‌های اقتصادی این کشور، سؤال اصلی این پژوهش است. فرضیه این نوشتار ضرورت ورود نهادهای حاکمیتی ایران به تعاملات اقتصادی با چین جهت شکل‌گیری روابط بهینه با این کشور است. نتایج این پژوهش بیانگر ساختار متمرکز، باثبات و نگاه بلندمدت شرکت‌های دولتی چین از یکسو و در پیش گرفتن نگاه نخبگانی در تصمیمات حزب حاکم از سوی دیگر است. از همین رو ورود نهادهای حاکمیتی متمرکز، باثبات و دارای نگاه بلندمدت برای شکل‌گیری تعاملات بهینه میان دو کشور به‌عنوان راهکار این نوشتار ارائه گردیده است. علاوه بر قدرت فردی اعضای حزب متناسب با مقام خود، کمیته مرکزی چین به‌عنوان نهاد مطالعاتی و نخبگانی چین و اعضای دائمی کمیته پولیتبورو مهم&amp;amp;lrm;ترین نقش را در تعاملات ایران و چین برخوردار هستند. درواقع ایده مرکزی تعامل اقتصادی با چین همسانی و دارا بودن از رفتار مشابه نهادهای اقتصادی ایران است که در صورت تحقق می‌توان از مدل بازی &amp;amp;laquo;شکارچی&amp;amp;raquo; در تعاملات دو طرف بهره برد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های ساختاری توسعه اقتصاد دیجیتال ایران</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4131.html</link>
      <description>اقتصاد دیجیتال، به‌عنوان یکی از پیشران‌های اصلی تحولات اقتصادی، ظرفیت‌های منحصربه‌فردی برای ارتقای بهره‌وری، کاهش هزینه‌های مبادله، خلق ارزش‌افزوده و بازآفرینی ساختار بازارها فراهم ساخته‌است. در این میان، کشورهای درحال توسعه، به‌ویژه ایران، باوجود برخورداری از مزیت‌های انسانی، فنّاورانه و جمعیتی، در بهره‌گیری بهینه از این ظرفیت‌ها با موانع متعدد و پیچیده‌ای مواجه‌اند. پژوهش حاضر با تکیه‌بر چارچوب نظری اقتصاد سیاسی بین‌الملل نئولیبرال و بهره‌گیری از روش کمّی و رویکرد توصیفی- تحلیلی، به بررسی جامع چالش‌های ساختاری، نهادی و سیاستی مؤثر بر توسعه اقتصاد دیجیتال ایران می‌پردازد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که تداوم مداخلات دولت‌محور، ساختارهای انحصاری، سیاست‌گذاری‌های غیرشفاف، نبود نهادهای مستقل تنظیم‌گر و تحریم‌های بین‌المللی، مهم‌ترین عوامل بازدارنده در تحقق مؤلفه‌های بنیادین نئولیبرالیسم، نظیر خصوصی‌سازی واقعی، مقررات‌زدایی، جذب سرمایه خارجی و ادغام در زنجیره‌های اقتصاد جهانی به‌شمار می‌روند. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که زیست‌بوم دیجیتال ایران به‌جای پیروی از الگوی تحول هدفمند و سیاست‌محور، عمدتاً در واکنش به بحران‌های بیرونی و شرایط اضطراری، ازجمله تحریم‌ها، بحران کرونا و فشارهای تورمی، رشد مقطعی را تجربه کرده است. ضعف در زیرساخت‌های ارتباطی، اختلال در حکمرانی داده، محدودیت در دسترسی به فناوری‌های نوظهور و فضای نامطمئن سرمایه‌گذاری، موجب کاهش رقابت‌پذیری اکوسیستم دیجیتال و فرار سرمایه انسانی شده‌اند. در چنین بستری، بخش خصوصی نیز به‌دلیل وابستگی ساختاری به نهادهای دولتی و شبه‌دولتی، از ایفای نقش اثربخش در توسعه پایدار این حوزه باز مانده‌است. بر‌این‌اساس، پژوهش نتیجه می‌گیرد که تحول پایدار در اقتصاد دیجیتال ایران مستلزم بازتعریف نقش دولت، کاهش تصدی‌گری نهادی، شفاف‌سازی مقررات، تقویت و گسترش همکاری‌های بین‌المللی است. تنها از رهگذر پذیرش منطق اقتصاد بازار و پیاده‌سازی اصول نئولیبرالی در بستری بومی‌سازی‌شده، می‌توان امید داشت که اقتصاد دیجیتال ایران در مسیر رقابت‌پذیری جهانی و رشد فراگیر قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجربه زنان از فضاهای عمومی شهری: مطالعه موردی شهر کرمانشاه</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_3966.html</link>
      <description>پرسه‌زن با این تصور که تجربه شهر همچون رؤیایی است که باید در بیداری پی گرفته شود، به ناگزیر، زوایا و خفایایی از شهر را وارسی می‌کند که بیرون از میدان دید مرسوم قرار دارد. این امر در تجربه زنانه از پرسه‌زنی، پیچیدگی بیشتری را به همراه دارد؛ به‌ویژه آنجا که شهر همچون فضایی ادراک می‌شود که زن می‌کوشد از طریق پرسه&amp;amp;lrm;زنی، حسی از خودبیانگری را در آن بیاموزد و بیازماید. در این پژوهش تلاش شده تا با تکیه بر آراء والتر بنیامین، تجربه پرسه&amp;amp;lrm;زنی در شهر کرمانشاه مورد واکاوی قرار گیرد. بدین ترتیب، پرسش اصلی پرسش پژوهش حاضر این است که تجربه زنان از حضور در فضاهای شهری کرمانشاه تا چه اندازه می&amp;amp;lrm;تواند اجرای شکلی از خودبیانگری و خود تحقق‌بخشی را برای آن‌ها امکان‌پذیر سازد؟ برای گردآوری داده&amp;amp;lrm;ها از تکنیک‌های مشاهده مشارکتی و روش مصاحبه استفاده شده و داده‌ها تا جایی استخراج شده‌اند که به درجه اشباع نظری برسند. بر اساس یافته‌های این پژوهش، پرسه‌زنی زنان در کرمانشاه به دلایلی چون گرفتار ماندن بخش عمده‌ای از زنان در رفع نیازهای روزمره و دسترسی نابرابر به فضاهای شهری تجربه‌ای ناتمام است و علی‌رغم خلق اشکال محدودی از سوژه‌گی، چندان مجالی برای بیان خود و اجرای اشکالی از فردیت دلخواه برای آنان فراهم نمی‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر سیاست‌های دولت هاشمی، خاتمی و احمدی‌نژاد بر توسعه اقتصادی در ایران 1368 تا 1392</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4151.html</link>
      <description>امروزه دولت همچنان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین بازیگران عرصه اقتصاد محسوب می‌شود که می‌تواند روند توسعه جوامع را با سرعت کم یا زیاد پیش ببرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، یکی از موضوعات اساسی و در دست اقدام دولت‌ها، سیاست‌گذاری در عرصه اقتصاد بوده است و دولت‌ها پیوسته به دنبال اصلاح، تغییر ساختار و ماهیت اقتصادی ایران و متناسب‌سازی آن با اقتصاد بین‌الملل بوده‌اند. مقاله حاضر، با هدف بررسی تأثیرات سیاست‌های دولتی در توسعه اقتصادی ایران طی سال‌های 1368 تا 1392، به دنبال پاسخ به این پرسش است که سیاست‌های دولتی در بازه زمانی یادشده چه تأثیراتی بر توسعه اقتصادی ایران داشته است؟ این پژوهش که داده‌هایش به روش اسنادی گردآوری‌شده، مدعی است که طی این سال‌ها دولت‌های سازندگی، اصلاحات و عدالت‌محور همگی درصدد اصلاح اقتصاد ایران برآمده‌اند، هرچند نتوانستند روندهای اقتصادی کشور را سامان دهند و به‌تدریج زمینه برای تحول طبقاتی در جامعه ایران و رشد طبقه فقیر شهری تسهیل شده است. دولت سازندگی با شعار آزادسازی اقتصادی مسیر اصلاح و تحول را در پیش گرفت؛ دولت اصلاحات با شعار تنش‌زدایی و توسعه سیاسی به دنبال تعامل با بیشتر با جهان بود و دولت عدالت‌محور که سیاست خود را در نقد سیاست‌های اقتصادی دو دولت قبل قرار داده بود، کوشید در مسیر عدالت و توسعه اقتصادی به‌پیش رود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های بازدارنده شکوفایی فراگیر توانمندی‌های فردی(چیرگی)در اقتصاد سیاسی ایران</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4216.html</link>
      <description>این مقاله با هدف واکاوی چرایی چالش ها مسیر چیرگی (شکوفایی توانمندی های فردی) در سامان اقتصاد سیاسی ایران، به طراحی یک مدل مفهومی میان‌رشته‌ای پرداخته است. پرسش اصلی مقاله آن است که چرا با وجود سرمایه انسانی قابل توجه، نخبگان و افراد مستعد قادر به طی‌کردن مراحل نهایی چیرگی حرفه‌ای و فکری در ایران نیستند. برای تبیین این مساله یک مدل مفهومی از ترکیب نخست، نظریه نهادهای استثماری داگلاس نورث برای تبیین ریشه‌های نهادی توسعه‌نیافتگی؛ دوم، مفهوم &amp;amp;laquo;پاد شکنندگی و پوست در بازی&amp;amp;raquo; نسیم طالب برای نشان دادن ضعف مسئولیت‌پذیری در ساختار قدرت و سوم، تحلیل جامعه‌شناختی نخبه‌زدایی علی رضا قلی برای توضیح موانع تاریخی بازتولید توسعه‌نیافتگی، و مدل شش‌مرحله‌ای چیرگی رابرت گرین (کشف فراخوان، شاگردی، تمرین، خلاقیت، شهود و چیرگی) ارائه شده است. این مدل مفهومی نشان می دهد که شکوفایی توانمندی فردی در ایران با چالش های بازدارنده نهادی، آموزشی، فرهنگی و سیاسی مواجه‌ است که پیامدهایی چون بالقوه باقی ماندن توانایی ها حاشیه ای شدن شایستگی و ناتمام‌ماندن مسیر رشد فردی را رقم زده است. این مدل مفهومی نشان می دهد که نهادهای ضعیف و رانتی، باندی گزینی به جای شایسته گزینی، فرآیند شکوفایی را به پدیده‌ای فردی و استثنایی تبدیل کرده است، در صورتی که جوامع برای تعالی و بالندگی به سامان نهادی مشوق شکوفایی فراگیر و  توانمندسازی فردی، نشان می‌دهد که چگونه ساختار رانتی، نهادهای ضعیف و رانتی و نخبه‌زدایی سیستماتیک، فرآیند چیرگی را به پدیده‌ای فردی، مهاجرت‌محور و استثنایی در ایران تبدیل کرده‌اند. در نهایت، الگوی مفهومی پیشنهادی نشان می‌دهد که برون‌رفت از چرخه توسعه‌نیافتگی، مستلزم بازآرایی نهادی، توزیع متوازن قدرت و بازگرداندن مسئولیت‌پذیری به تصمیم‌گیران است.روش تحقیق در این مقاله توصیفی تحلیلی است، مفاهیم و داده ها نیز از منابع کتابخانه ای استخراج و کاربست شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه سیاست خارجی و توسعۀ اقتصادی ایران در پرتو روندهای آینده‌ساز اقتصاد سیاسی جهانی (تا 2040)</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4217.html</link>
      <description>چکیده
پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین سیاست خارجی و توسعه‌ی اقتصادی ایران در بستر تحولات نوین جهانی تا سال 2040 می‌پردازد. این پژوهش علاوه بر مطالعات اسنادی، با بهره‌گیری از روش آینده‌پژوهی (روش دلفی و سناریونویسی) انجام شده است. دغدغه اصلی این بود که &amp;amp;laquo;با توجه به تحولات نوظهور اقتصاد سیاسی جهانی، سیاست خارجی چه تأثیری بر توسعه اقتصادی ایران تا سال 2040 خواهد داشت؟&amp;amp;raquo;؛ در این راستا، به تشریح مفاهیم نظری پژوهش (نئولیبرالیسم، دولت مجازی و جهان شبکه‌ای) و امکان تحول در نظم اقتصاد سیاسی جهانی پرداخته شده است. در ادامه با اجرای روش دلفی، کلان‌روندهای اولیه حاصل از مطالعات اسنادی، راستی‌آزمایی و اولویت‌بندی شده و همچنین نقش سیاست خارجی در توسعه اقتصادی ایران متناسب با روندهای نوپدید اقتصاد جهانی از دیدگاه نخبگان مورد ارزیابی قرار گرفته است. سپس براساس نتایج دلفی، سناریوهای پژوهش تحت عنوان &amp;amp;laquo;جهان آشفته&amp;amp;raquo; (سناریوی نامطلوب)، &amp;amp;laquo;دوقطبی منعطف&amp;amp;raquo; (سناریوی قابل تحمل) و &amp;amp;laquo;جهان شبکه‌ای&amp;amp;raquo; (سناریوی مطلوب) طراحی شده است. یافته نهایی پژوهش این است که سیاست خارجی ایران در صورتی می‌تواند در پیشبرد توسعه اقتصادی نقش تسهیل‌گری داشته باشد که متناسب با پیشران‌های 9 گانه اقتصاد سیاسی جهانی (تا 2040)، راهبردهای 15 گانه را پیگیری و محقق سازد. از دید این پژوهش در محیط جهان شبکه‌ای، دستیابی به توسعه‌ اقتصادی ایران با در پیش گرفتن رویکرد شبکه‌ای در سیاست خارجی از طریق تعامل متوازن و مستمر با بازیگران متنوع عرصه اقتصاد و بهره‌گیری از قابلیت‌های گوناگون ملی، منطقه‌ای و جهانی و رفع موانع بین‌المللی، مقدور است.
کلیدواژه‌ها: اقتصاد سیاسی جهانی، فناوری‌های نوظهور، جهان شبکه‌ای، ایران، سیاست خارجی، توسعه اقتصادی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مروری بر اقتصاد سیاسی فضا به مثابه نظریه‌ی نوین در طراحی شهری</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4218.html</link>
      <description>اقتصاد سیاسی فضا یک حوزه چندرشته‌ای است که در آن درک چگونگی تعامل میان نیروهای اقتصادی، سیاست‌های دولتی، و ساختارهای فضایی، به‌ویژه در دوره معاصر، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این نظریه بر تأثیرات متقابل و پیچیده‌ای که این نیروها بر توزیع فضایی و توسعه شهری دارند، تمرکز دارد و به طراحان و برنامه‌ریزان شهری کمک می‌کند تا تصمیمات خود را در بسترهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامع‌تری بررسی کنند. در شرایط جهانی‌شدن و تغییرات سریع اقتصادی، نظریه اقتصاد سیاسی فضا به‌عنوان ابزار تحلیلی می‌تواند درک بهتری از چالش‌ها و فرصت‌های موجود در طراحی شهری فراهم کند. بدین‌سان در این مقاله، ما به بررسی اقتصاد سیاسی فضا به عنوان یک نظریه مهم در طراحی شهری می‌پردازیم و آن را در برنامه‌های ایران بررسی می‌کنیم و همچنین به چالش‌های پیش روی این حوزه اشاره می‌کنیم. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و به روش مروری&amp;amp;ndash;تحلیلی ، بر پایه‌ی مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای انجام شده است. نتایج حاکی از آن است اقتصاد سیاسی فضا نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی الگوهای توسعه و سازمان فضایی شهرهای ایران داشته و سیاست‌ها و ساختارهای اقتصادی&amp;amp;ndash;سیاسی در طول دوره‌های مختلف موجب بروز پیامدهای گسترده‌ای در طراحی شهری شده‌اند. بررسی برنامه‌ها و تجربه‌های توسعه‌ای کشور نشان می‌دهد که تصمیم‌های کلان سیاسی و جهت‌گیری‌های اقتصادی، چه در دوران پیش از انقلاب و چه پس از آن، به شکل‌گیری نابرابری فضایی، تمرکزگرایی، توسعه نامتوازن و وابستگی ساختاری منجر شده است. این روندها بیانگر آن است که فهم و تحلیل فضا بدون توجه به نیروهای اقتصادی و روابط قدرت امکان‌پذیر نیست و اتخاذ رویکرد اقتصاد سیاسی فضا می‌تواند راهگشای اصلاح فرآیندهای طراحی شهری در ایران باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش هوش مصنوعی در تغییرات اقتصاد بین‌الملل</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4219.html</link>
      <description>هوش مصنوعی در دهه اخیر از یک مفهوم آرمانی به یک واقعیت چشمگیر در زندگی بشر تبدیل شده است. با پیشرفت روزافزون این فناوری، هر روز شاهد دستاوردهای جدید و شگفت‌انگیزی در زمینه‌های مختلف هستیم. نفوذ و تأثیر هوش مصنوعی در ابعاد فردی، ملی و جهانی به حدی است که آگاهی و پیش‌بینی اثرات آن برای جوامع بشری ضروری شده و به ابزاری مهم برای رقابت تبدیل گردیده است. در سال‌های اخیر، تلاش‌های گسترده‌ای برای بهره‌برداری از توانمندی‌های هوش مصنوعی در حوزه‌های مختلف، به ویژه در اقتصاد، با نتایج برجسته‌ای همراه بوده است. این پیشرفت‌ها حساسیت‌هایی را در زمینه کاربرد هوش مصنوعی در حوزه اقتصادی ایجاد کرده و موجب رقابتی شدید میان کشورها در این زمینه شده است. هدف این مقاله بررسی تأثیرات هوش مصنوعی بر تحولات اقتصاد جهانی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سؤال است که تکامل فناوری هوش مصنوعی چگونه بر اقتصاد بین‌الملل تأثیر می‌گذارد؟ برای این منظور، از منابع مختلف شامل اسناد کتابخانه‌ای و اینترنتی استفاده شده و روش تحلیلی برای تدوین تحقیق به کار رفته است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که در چهار حوزه اصلی از جمله اشتغال و بیکاری، تجارت و توسعه بین‌المللی، الگوی توزیع قدرت اقتصادی و نهادها و رژیم‌های بین‌المللی هوش مصنوعی تأثیرات عمیقی گذاشته است که در نهایت به تحولات اساسی و تکاملی در این حوزه‌ها منجر شده است.
در بخش نخست مقاله نقش این فناوری در تسریع فرآیندهای تحقیق و توسعه، بهبود بهره‌وری و پیشبرد نوآوری‌ها تحلیل می‌شود. در بخش دوم مقاله به تأثیر هوش مصنوعی بر مولفه های ساختار اقتصادی و تجاری بین‌المللی پرداخته و تغییرات در توسعه اقتصادی، اشتغال، نهادها و توزیع قدرت اقتصادی بین کشورها را بررسی خواهد کرد. در نهایت مقاله به تحلیل نقش هوش مصنوعی در ایجاد فرصت‌های جدید اقتصادی و چالش‌های آن در سطح جهانی می‌پردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیامد تحریم&amp;lrm;‌های بین‌المللی بر صادرات انرژی ایران به چین</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4221.html</link>
      <description>تحریم‌های بین‌المللی چند جانبه و تحریم‌هایی که از سوی ایالات‌متحده و کشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شده‌اند، تأثیر قابل‌توجهی بر معاملات انرژی ایران داشته است. این تحریم‌ها که باهدف محدود کردن صادرات نفت و گاز ایران و فشار اقتصادی در نظر گرفته شده‌اند در عمل با منصرف کردن مشتریان بخش نفت و گاز ایران سهم کشور را از فروش منابع زیرزمینی به میزان قابل ملاحظه‌ای کاهش داده است. در همین حال چین به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان انرژی در جهان، همواره بزرگترین خریدار نفت و گاز ایران بوده است و این کشور آسیایی در چند دهه اخیر یکی از شرکای اقتصادی کلیدی جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود. پرسش اصلی پژوهش ناظر بر ارزیابی میزان اثرگذاری تحریم‌های بین‌المللی به رهبری آمریکا علیه بخش انرژی و نفت و گاز ایران بر بازار صادرات نفت و گاز ایران به چین  است؛ ‌یافته‌های پژوهش با استفاده از چارچوب نظریه &amp;amp;laquo;اقتصاد سیاسی منازعه&amp;amp;raquo; نشان می‌&amp;amp;lrm;دهد که چین گرچه همواره در مجامع بین‌المللی خواستار حل‌وفصل مسالمت‌آمیز مسائل هسته‌ای ایران بوده است اما روند کلی مناسبات ایران و چین در حوزه انرژی چشم‌انداز روشنی را نشان نمی‌دهد.  پژوهش نشان داد که بیشتر شرکت‌های چینی به دلیل فشارهای ایالات‌متحده و خطرات ناشی از تحریم‌ها، از همکاری با ایران خودداری می‌کنند و چین در موارد زیادی ناگزیر از  تعدیل رفتار خود در برابر تحریم‌ها شده است. پایش داده‌ها همچنین نشان داد که روند واردات نفت و گاز ایران از سوی چین طی یک دهه گذشته با  میزان و شدت تحریم‌های آمریکا همسو بوده است و شرکت‌های چینی با وجود دریافت تخفیف‌های قابل توجه برای خرید نفت ایران همزمان کوشیده‌اند تا با تحریم‌های الگوریتمی علیه ایران، ناگزیر همراهی کنند. روش انجام این پژوهش مبتنی بر پایش روندها و تحلیل کیفی داده‌‌های آماری و ارزیابی گزارش‌های خبری پیرامون معاملات انرژی ایران و چین است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحول در سیاست خارجی مصر در دوره گذار از عبدالناصر به سادات؛ تحلیلی از چشم انداز اقتصاد سیاسی (1965-1981 میلادی)</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4242.html</link>
      <description>چرخش مصر از هم‌پیمانی با شرق به روابط استراتژیک با غرب از اواخر دوره عبدالناصر تا روی کار آمدن سادات، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف سیاست خارجی این کشور در دوره معاصر به حساب می‌آید. این تحول، یک موضوع مقطعی یا محدود به یک دوره خاص نبود، بلکه شروع روندی بود که چارچوب سیاست خارجی مصر را تا دوره کنونی شکل می‌دهد. سوال اصلی مقاله حاضر این است که چگونه می‌توان چرخش اساسی سیاست خارجی مصر را در دوره گذار از عبدالناصر به سادات از منظر اقتصاد سیاسی تبیین کرد. فرضیه مطرح این است که تحول سیاست خارجی مصر در برهه زمانی مورد مطالعه، متاثر از تحول در اقتصاد سیاسی بین‌الملل از یک سو و همچنین اقتصاد سیاسی داخلی شامل ایدئولوژی دولت، مناسبات نیروهای رقیب سیاسی و تغییر رویکردها و سیاست‌های اقتصادی این کشور بوده و بنابراین در چارچوب نظریه‌های اقتصاد سیاسی قابل تبیین است. مقاله حاضر نشان می‌دهد تحول در سیاست خارجی مصر در تعامل با دگردیسی رویکردهای اقتصادی این کشور از سوسیالیسم دوره ابتدای زمامداری عبدالناصر به سیاست‌های باز اقتصادی (انفتاح) در دوره پس از آن و همچنین تغییر در مولفه‌های اقتصاد سیاسی بین‌الملل قابل فهم است. در واقع، پایان دادن به سه دهه خصومت با رژیم صهیونیستی و چرخش یه غرب، پیوند مستقیمی با برنامه‌های آزادسازی اقتصاد مصر داشت. از آن پس، اقتصاد مصر بیش از پیش به درآمد و کمک خارجی، گردشگری و رشد سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی وابسته شد. روش پژوهش به کار گرفته شده در این مقاله کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری داده‌ها نیز به شیوه کتابخانه‌ای و اسنادی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اقتصاد سیاسی بین‌الملل روابط نفتی ایران و عربستان در پرتو رقابت چین و ایالات متحده براساس نظریه بازی‌ها</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4243.html</link>
      <description>دولت‌ها با توجه به اهداف ملی و مقتضیات ژئوپلیتکی و ژئواکونومیکی برای تحقق منافع ملی خود اقدام می‌کنند. این اقدام در محیطی پویا رخ می‌دهد زیرا تصمیمات و کنش‌های سایر کنشگران می‌تواند بر نوع رفتار دولت تأثیر گذاشته و این کنشگری پویا دولت را به سمت نقطه بهینه رهنمون می‌سازد. این نوع کنشگری را می‌توان در روابط نفتی ایران و عربستان نیز مشاهده نمود. روابط نفتی ایران و عربستان در محیطی رخ می‌دهد که دو کنشگر مهم فرامنطقه‌ای یعنی ایالات متحده و چین بر آن تأثیرگذار هستند. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رهیافت نظریه بازی به تحلیل کنش و واکنش روابط نفتی بین ایران و عربستان پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهند هم در حالت ایستا و هم در حالت پویا، تداوم غنی‌سازی می‌تواند جزیی از راهبرد غالب ایران باشد. اگر ایران در چارچوب یک توافق یا از طریق ارتقای سطح قدرت ملی و بازدارندگی بتواند ضمن حفظ توان غنی‌سازی و همچنین ارتقای سطح کنشگری خود در منطقه و نظام بین‌المللی و همچنین ایجاد توازن در سیاست خارجی خود بتواند ایالات متحده و دولت‌های غربی را در موقعیتی قرار دهد که آنها مجبور به الغا یا تخفیف جدی تحریم‌ها بر ضد ایران شوند حالت بهینه برای ایران حاصل خواهد شد. در این حالت با حفظ فروش بالای نفت به چین، ایران می‌تواند حداکثر امتیاز را براساس نظریه بازی‌ها در روابط نفتی خود با عربستان سعودی کسب کند. با این وجود، از یک طرف، تغییرات منطقه‌ای در دو سال اخیر و تجربه برجام موانع و از طرف دیگر، تغییرات سیاسی در ایالات متحده گذار به این وضعیت را دشوار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی دو الگوی تقابلی و تعاملی سیاست خارجی ایران بر مبنای تمایز جوامع روح‌بنیان و اشتهابنیان: تحلیل مقایسه‌ای دوره‌های مصدق و روحانی</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4272.html</link>
      <description>این مقاله با تکیه بر تمایز مفهومی میان &amp;amp;laquo;جامعه روح‌بنیان&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;جامعه اشتهابنیان&amp;amp;raquo;، به تحلیل تطبیقی سیاست خارجی ایران در دو مقطع تاریخیِ دولت دکتر محمد مصدق و دولت دکتر حسن روحانی می‌پردازد. چارچوب نظری پژوهش بر انسان‌شناسی افلاطونی و بازخوانی معاصر مفهوم &amp;amp;laquo;تیموس&amp;amp;raquo; در اندیشه هگل و فوکویاما استوار است. بر این اساس، هرگاه عقل در خدمت &amp;amp;laquo;روح&amp;amp;raquo; قرار گیرد، الگوی رفتاری عزت‌طلب، استقلال‌خواه و مبتنی بر شناسایی شکل می‌گیرد؛ و هرگاه عقل در خدمت &amp;amp;laquo;اشتها&amp;amp;raquo; باشد، سیاست‌ورزی معطوف به منافع مادی، رفاه و محاسبه اقتصادی غلبه می‌یابد. پرسش اصلی مقاله آن است که چرا مصدق سیاست تقابل با قدرت‌های خارجی را برگزید، در حالی‌که روحانی راهبرد تعامل و همکاری را دنبال کرد؟ فرضیه پژوهش این است که غلبه مؤلفه‌های روح‌بنیان در دوره مصدق و اشتهابنیان در دوره روحانی، به تکوین دو الگوی متفاوت در سیاست خارجی انجامیده است. یافته‌ها نشان می‌دهد در نهضت ملی شدن صنعت نفت، کرامت ملی و استقلال سیاسی بر ملاحظات اقتصادی تقدم یافت و سیاست خارجی ماهیتی تقابلی پیدا کرد. در مقابل، در دوره روحانی، حل بحران هسته‌ای و رفع تحریم‌ها به‌منظور جذب سرمایه خارجی و بهبود معیشت عمومی در اولویت قرار گرفت و سیاست خارجی به ابزاری برای توسعه اقتصادی بدل شد. مقاله با روش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع تاریخی و اسنادی نتیجه می‌گیرد که تفاوت این دو الگو، ریشه در برداشت متفاوت از انسان، منافع ملی و نسبت عزت و رفاه دارد. در عین حال، تجربه هر دو دوره نشان می‌دهد فقدان توازن پایدار میان روح و اشتها می‌تواند به بروز چالش‌های ساختاری در سیاست خارجی بینجامد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شرکت‌های فراملی و دیپلماسی اقتصادی چین؛ مطالعه موردی شرکت هوآوی</title>
      <link>https://ipes.razi.ac.ir/article_4282.html</link>
      <description>تغییر ماهیت دولت ها از واحدهایی صرفا سرزمینی به واحدهایی بازاری و اقتصادپایه در لااقل دو دهه اخیر محصول جهانی شدن تولید و تجارت و اهمیت یابی دانش و فناوری بوده است؛ تحولی بنیادین که دیپلماسی اقتصادی را جایگزین دیپلماسی سنتی به‌عنوان ابزاری اصلی در تعاملات بین‌المللی کرده است. فعالیت‌های اقتصادی شرکت‌های چینی در خارج از این کشور نشان از اهمیت یافتن مؤلفه دیپلماسی اقتصادی به‌مثابه یک ابزار در سیاست خارجی رهبران چین دارد. این پژوهش با اذعان به نقش رو به گسترش شرکت‌های فراملی در دیپلماسی اقتصادی چین و محوریت دادن به جایگاه شرکت هوآوی، ارزیابی نقش این شرکت‌ها در دیپلماسی اقتصادی این کشور را مهم‌ترین هدف خود می‌داند. این مقاله با طرح این پرسش که شرکت‌های فراملی چینی ازجمله شرکت هوآوی چه تأثیری بر دیپلماسی اقتصادی این کشور گذاشته‌اند؟ معتقد است که شرکت‌های فراملی چینی ازجمله شرکت هواوی با اتکا به حمایت‌های دولتی توانسته‌اند از طریق تقویت جریان سرمایه‌گذاری، یافتن بازارهای مصرفی و بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته جهانی و انتقال آن به داخل نقش مهمی در تقویت دیپلماسی اقتصادی چین، به‌ویژه پیوند زدن این کشور به اقتصاد جهانی و ایجاد وابستگی متقابل ایفا کنند. یافته‌های این پژوهش که مبتنی بر روش مطالعه موردی و بررسی داده‌ها و آمارهای فعالیت این شرکت‌ها به دست آمده نشان می‌دهد که شرکت‌های فراملی چینی ازجمله هواوی با به‌کارگیری فناوری‌های روز، سرمایه‌گذاری‌های کلان در امر تحقیق و توسعه و توجه به بستر بازارهای جهانی از رشد و گسترش بالایی در سطح جهانی برخوردار شده‌اند؛ چنانکه شرکت هوآوی به‌مثابه یکی از برترین غول‌های فناوری‌های مخابراتی و اینترنتی بیشترین سود خود را خارج از مرزهای چین به دست می‌آورد که همین امر در تقویت دیپلماسی اقتصادی چین از اهمیت بالایی برخوردار است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
