1
گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران.
2
دانشگاه علامه طباطبایی
10.22126/ipes.2026.13611.1821
چکیده
برخی از دولتهای کوچک برای دستیابی به توسعه اقتصادی در سیاستخارجی خود، با معمای بقا و محدودیتهای مادی مواجه بودهاند. این پژوهش به بررسی مسئله گذار راهبردی سیاستخارجی توسعهگرا قطر از نفوذ نمادین به بازدارندگی ساختاری در مواجهه با عدم قطعیتهای محیطی در بازه زمانی 2010-2025 میپردازد. این پژوهش با هدف واکاوی چگونگی تبدیل ثروت اقتصادی به سپر امنیتی در قطر، به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که سیاستخارجی توسعهگرای قطر در بازه ۲۰۱۰ تا ۲۰۲5 از چه نوع تحولی برخوردار شد؟ فرضیه اینکه، سیاستخارجی توسعهگرای قطر در بازه زمانی 2010 تا 2025، از راهبرد حفاظسازی سبک (فرصتطلبانه و نفوذ محور) به سوی راهبرد حفاظسازی سنگین (معمای امنیتی بقا محور و درهمتنیده با منافع جهانی) دگرگون شد. روش تحقیق کیفی با رویکردی تفسیری است که به توصیف بازآرایی منابع قدرت این کشور میپردازد. یافتهها نشان میدهد که قطر با پیوند امنیت انرژی و سرمایهگذاریهای کلان جهانی به ثبات سیاسی خود، هزینهی هرگونه اقدام خصمانه را برای جامعه جهانی به سطحی غیرقابل تحمل رساند. در لایه قدرت نرم، ابزارهایی مانند میانجیگری و رسانه از ابزارهای برندساز به داراییهای استراتژیک و «بازدارندگی اعتباری» تغییر و در لایه قدرت سخت نیز، دیپلماسی انرژی و توان نظامی به ابزارهای ایجاد «وابستگی متقابل» و «توزیع ریسک» میان چندین قدرت بزرگ تبدیل شدند. در نهایت، قطر موفق شد با حرکت از فرصتطلبی نمادین به بقاگرایی ساختاری، مدلی از «امنیت توسعهگرا» خلق کند که در آن بقای دولت نه از طریق دوری از قدرتها، بلکه از طریق درگیر کردن حداکثری منافع آنها در ثبات ملی تضمین میشود.