تأثیر هزینه‌های سیاست خارجی بر قدرت آمریکا

نوع مقاله : پژوهشی

نویسنده

دانشیار روابط بین‌الملل در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

10.22126/ipes.2026.12693.1766

چکیده

تحولات اخیر در آمریکا ازجمله پس از به قدرت رسیدن مجدد دونالد ترامپ موجب شده ایده «آمریکا به‌مثابه یک ابرقدرت در حال افول» بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. مدافعان این سناریو در کنار استناد به شواهد و داده‌هایی که نشانه تضعیف آمریکا به نظر می‌رسند، به تئوری‌هایی اتکا دارند که افت تدریجی قدرت نسبی را سرنوشت حتمی قدرت‌های بزرگ می‌دانند. پرسش نوشتار پیش رو این است که آیا آمریکا در یک سراشیبی گریزناپذیر افول قرار گرفته، یا اینکه همچنان از امکان بازتولید قدرت و هژمونی خود برخوردار است. به‌عنوان فرضیه، به نظر می‌رسد اقتصاد آمریکا به دلایلی مختلف به‌ویژه هزینه‌های سنگین سیاست خارجی، با مسائلی روبه‌رو شده که تداوم ابرقدرتی و بازسازی هژمونی آن را دشوار می‌کند. با این حال، افول و چرخه قدرت طی سده حاضر قطعی نیست، زیرا امکان بازسازی قدرت هژمونیک آمریکا وجود دارد. مقصود از هزینه‌های سیاست خارجی در اینجا هزینه‌هایی است که دولت آمریکا خواسته یا ناخواسته در مسیر حفظ و توسعه نظم بین‌المللی لیبرال پذیرفته است. این فرضیه ضمن اینکه به نحوی تحت تأثیر تئوری افول‌گرایی است، به نقد آن میل دارد. برای تأیید فرضیه، ترکیبی از داده‌های کمی و کیفی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


ظریف، محمدجواد (1405). پرواز سیمرغ ایرانی: روایت عزت و مدیریت اختلافات. مجله پایاب، 1(1)، 23-15.
قنبرلو، عبداله (1399). تحلیل نقش گلوبالیسم لیبرال در ظهور و تعمیق ترامپیسم. مطالعات اقتصاد سیاسی بین‌الملل، 3(2)، 382-357.
یزدان‌فام، محمود (1401). سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا. سیاست خارجی قدرت‌های بزرگ، به اهتمام محمود یزدان‌فام، تهران: پژوهشکده مطالعات راهبردی، 485-435.